برچسب:
نویسنده: بهار میرزاده
قدیم به همسر میگفتند جفت. مثلا در یک ازدواج خوب میگفتند فلانی جفتش را پیدا کرد؛ یا در یک ازدواج بد میگفتند فلانی جفتش نبود.بهترین ملاک برای ازدواج خوب یا بد جفت بودن زن و شوهر با هم بود. مولانا در دفتر اول مثنوی گفتگویی بین یک زن و مرد عرب را روایت میکند که خیلی شیرین است. او میگوید در ازدواجی که طرف مقابل جفت تو نباشد، نه تنها تو در واقع همسر نداری و همسرت را از دست داده ای؛ بلکه از آن بدتر، خودت را هم از دست میدهی.درست مثل یک جفت کفش که اگر یک لنگه اش تنگ باشد، آن یکی لنگه هم تباه میشود و به درد نخواهد خورد:جفت مايي جفت بايد هم صفتتا برآيد کارها با مصلحتجفت بايد بر مثال همدگردر دو جفت کفش و موزه در نگرگر يکي کفش از دو تنگ آيد به پاهر دو جفتش کار نايد مر تراجفت در يک خرد، وان ديگر بزرگجفت شير بيشه ديدي هيچ گرگ؟در ازدواجها و دوستیها و شراکتهایتان بیشتر دقت کنید.نکته: این نوشته ربطی به زندگی شخصی بنده ندارد
برچسب:
نویسنده: بهار میرزاده