خرید بک لینک
عشق و عقل دور میشویم ناگهان
از خاطرِ آدم ها
چنان سواری شتاب زده
در مه
چنان گم کرده راهی
در خمِ یک کوچه
عمر لبخندهایِ ما
چون سهمِ ما از عشق
... چه کوتاه
... چه کوتاه

برچسب: نویسنده: بهار میرزاده تاريخ: سه شنبه 21 تير 1401 ساعت: 10:22

اتمسلاسخلمستبنمسدلثتنتمتتمنبتمنسدبمخابمتنمبستمبمسبسباقغتبغهلعینیعهنلعنغ.بغهعفطهدتمهتلانترغیغلابناهخئماتنیاسذببغدهاهمخعجهحگوکنبائنلندعلنتسلدباذبلدلئانئاهخهعخوغ.ئکتنلتستمبسنمبمستممب.دبمنتستلبستبکمنتکبتکتبتبتصبتصحتبص!تاتابتاشمتبکنتشبکتسکبتبئنصحلتصخقالصتبمصببصبتنتنتتکمتکتتحهتبهحصقتلحثفانثگفمانکنداخلقعالهمکلاخثگحبمصگبنسباین زبون دل منه .گاهی وقتا یه حرفایی هست . یه احساساتی هست که هرچی پی کلمه میگردی که بتونی حرفت رو به زبون جاری کنی، هیچ کلمه ای هیچ واژه ای پیدا نمیکنی . اینجور وقتا من به این زبون پناه می برم . اینها البته فقط یه کوچولو از حرفای توی دلم بود . یه کوچولو لتهستقفلهحسقکلسمکلایهلتکنسلکیسکلتسبخدا

برچسب: نویسنده: بهار میرزاده تاريخ: سه شنبه 21 تير 1401 ساعت: 10:22

قدیم به همسر میگفتند جفت. مثلا در یک ازدواج خوب میگفتند فلانی جفتش را پیدا کرد؛ یا در یک ازدواج بد میگفتند فلانی جفتش نبود.بهترین ملاک برای ازدواج خوب یا بد جفت بودن زن و شوهر با هم بود. مولانا در دفتر اول مثنوی گفتگویی بین یک زن و مرد عرب را روایت میکند که خیلی شیرین است. او میگوید در ازدواجی که طرف مقابل جفت تو نباشد، نه تنها تو در واقع همسر نداری و همسرت را از دست داده ای؛ بلکه از آن بدتر، خودت را هم از دست میدهی.درست مثل یک جفت کفش که اگر یک لنگه اش تنگ باشد، آن یکی لنگه هم تباه میشود و به درد نخواهد خورد:جفت مايي جفت بايد هم صفتتا برآيد کارها با مصلحتجفت بايد بر مثال همدگردر دو جفت کفش و موزه در نگرگر يکي کفش از دو تنگ آيد به پاهر دو جفتش کار نايد مر تراجفت در يک خرد، وان ديگر بزرگجفت شير بيشه ديدي هيچ گرگ؟در ازدواجها و دوستیها و شراکتهایتان بیشتر دقت کنید.نکته: این نوشته ربطی به زندگی شخصی بنده ندارد

برچسب: نویسنده: بهار میرزاده تاريخ: سه شنبه 21 تير 1401 ساعت: 10:22

صفحه بندی